جنگ تنها متهم نیست؛ سقوط ۹۳ درصدی سود عملیاتی پتروشیمی اروند زیر ذرهبین
عملکرد مالی سهماهه نخست سال ۱۴۰۵ پتروشیمی اروند نشان میدهد این شرکت در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته با افت قابلتوجه درآمد و سودآوری مواجه شده است؛ اما بررسی دقیقتر ارقام، پرسشهایی فراتر از آثار مستقیم جنگ و توقف صادرات را نیز پیش روی مدیریت قرار میدهد.
بر اساس صورتهای مالی، *درآمد عملیاتی اروند با افت حدود ۴۵ درصدی از ۷۹.۷ به ۴۴ هزار میلیارد ریال* رسیده و سود خالص نیز با کاهش *۷۸ درصدی* از ۲۸.۲ به حدود ۶.۱ هزار میلیارد ریال سقوط کرده است. در همین مدت، حجم تولید حدود ۸۰ درصد و حجم فروش حدود ۷۶ درصد کاهش یافته است.
بخش مهمی از این افت را میتوان به شرایط جنگی نسبت داد؛ محدودیتهای عملیاتی و لجستیکی، کاهش تقاضای صادراتی و توقف صادرات در مقطعی از جنگ، عملاً یکی از مسیرهای اصلی فروش شرکت را مسدود کرد و تمام فروش دوره مورد بررسی به بازار داخلی محدود شد. بنابراین، نمیتوان اثر جنگ بر عملکرد سهماهه اروند را نادیده گرفت.
*اما همه داستان جنگ نیست.*
مهمترین علامت سؤال در صورتهای مالی، فاصله قابل توجه میان افت درآمد و سقوط سود عملیاتی است. درآمد ۴۵ درصد کاهش یافته، اما سود عملیاتی حدود ۹۳ درصد سقوط کرده و از ۳۳.۶ به تنها ۲.۳ هزار میلیارد ریال رسیده است. این اختلاف، ضرورت بررسی دقیق ساختار هزینهها و نحوه مدیریت منابع را پررنگ میکند.
از سوی دیگر، سایر هزینههای شرکت جهشی قابل توجه داشته و همزمان سودآوری محصولات زنجیرهای نظیر EDC و VCM نیز تحت فشار قرار گرفته است. افزایش بهای خوراک، تغییرات نرخ فروش و افزایش هزینههای تولید بخشی از این فشار را توضیح میدهد، اما همین ارقام این پرسش را ایجاد میکند که چه میزان از افت سودآوری اجتنابناپذیر و چه میزان ناشی از تصمیمات و عملکرد مدیریتی بوده است.
در مقابل، یک نکته مهم نیز نباید نادیده گرفته شود: حاشیه سود ناخالص اروند از ۴۶ درصد در سهماهه نخست ۱۴۰۴ به ۵۵ درصد در سهماهه نخست ۱۴۰۵ افزایش یافته است. این شاخص نشان میدهد نمیتوان کل افت عملکرد را به ضعف کنترل بهای تمامشده یا ناکارآمدی تولید نسبت داد. مشکل اصلی در این دوره، ترکیبی از شوک شدید به حجم تولید و فروش، توقف صادرات و فشار هزینههای عملیاتی و سایر هزینهها بوده است.
در نهایت، صورتهای مالی سهماهه نخست ۱۴۰۵ تصویری از شرکتی ارائه میدهد که هنوز سودده است، اما سودآوری آن بهشدت تحت فشار قرار گرفته است. جنگ و توقف صادرات بخش مهمی از این افت را توضیح میدهد، با این حال، سقوط ۹۳ درصدی سود عملیاتی، جهش برخی هزینهها و عملکرد ضعیف برخی محصولات زنجیرهای، موضوعاتی نیستند که بتوان همه آنها را صرفاً با شرایط جنگی توضیح داد و باید مدیریت این مجموعه نیز پاسخگو *سهامداران* باشد.
اکنون سؤال اصلی این است: اگر جنگ و توقف صادرات یک شوک بیرونی بوده، مدیریت اروند برای کنترل بخش درونسازمانی این بحران چه کرده است؟ پاسخ به این پرسش، بهویژه در حوزه کنترل هزینهها، مدیریت زنجیره EDC و VCM، بهرهوری ظرفیت و بازگشت به بازارهای صادراتی، میتواند تصویر دقیقتری از عملکرد مدیریتی شرکت در سال ۱۴۰۵ ارائه کند.
حال سهامداران بی صبرانه منتظر گزارش عملکرد ۶ ماهه این مجموعه هستند!!!


